![]() |
![]() |
|
| ره پنهانی میخانه نداند هر کس / جز من و زاهد و شیخ و دو سه رسوای دگر! |
|
ماجرای عجیب آقای دال . بال فروش یا عشق در پستویی کثیف! سلام . پس از روزهای تشویش و افسوس ، مژده می دهم که به زودی ادامه ی ماجرای عجیب آقای دال . بال فروش یا عشق در پستویی کثیف را ادامه دهم ؛ چرا که بحمدالله آقای بال فروش از کما خارج و به بخش عمومی منتقل شدند . همانطور که در تصویر شماره ی 1 می بینید ایشان تخت خود را در بیمارستان ترک کرده اند و این نشانه ی خوبی ست . البته هم اکنون ایشان برای مداوای نهایی و با هزینه ی شخصی به انگلستان و شهر آنفیلد رفته اند و ادامه ی داستان را واگذار کردند به آمدنشان به ایران . در تصویر شماره ی 2 می بینید که پزشکان انگلیسی مشغول کار بر روی مغز آسیب دیده ی وی هستند . برای بهبودی اش دعا می کنم و طلب صبر دارم برای شما دنبال کنندگان داستان ایشان . به زودی در خدمتتان خواهم بود .
|
|
+
جمعه 4 اردیبهشت1388 / 22:2 / مجتبا |
|
|
نگین حلقه - صفحه نخست ارتباط خاک خورده ها |
| یا رفیق |
...............................................
آخرین برگ سفر نامه ی باران، این است: که زمین چرکین است. (شفیعی کدکنی) ............................................... مجتبا آقابابایی هستم . متولد زمین ... ............................................... نکته ی مهم : ایرانیان چون احمقند در مورد هر چیزی نظر می دهند . من یک ایرانی ام ! |
| دوست داشتنی ها |
|
کلمه روزنامه خبر موسیقی ما ++ کافه داستان ++ روزنامه اعتماد سینمای ما |
| دیدگاه |
|
عمومی ادب و فرهنگ داستان شعر طنز اجتماع سیاست روزنوشت همینجوری ! سینما و tv موسیقی هنر خبر دین و آئین ورزش اندیشه و فلسفه علم تاریخ تفریح و سرگرمی عکس و طرح |
| قطره |
|
مجتبا |