![]() |
![]() |
|
| ره پنهانی میخانه نداند هر کس / جز من و زاهد و شیخ و دو سه رسوای دگر! |
|
|
|
+
یکشنبه 15 آذر1388 / 22:50 / مجتبا |
|
|
با اینکه می دانم همه ی ما درون بازی سیاهی قرار داریم و راست و دروغ این روزها عین هم شده اند و سیاست بیش از همیشه کثیف است و می دانم که نمی دانم اما چیزی ست ته دلم که می گوید بگو ؛ بگو : تولدت مبارک مهندس ... |
|
+
سه شنبه 7 مهر1388 / 4:35 / مجتبا |
|
|
ریاست جمهوری دکتر محمود احمدی نژاد را به پیشگاه امام زمان(عج) ، مقام معظم رهبری و ملت فرهیخته و انقلابی ایران تبریک و تهنیت عرض می کنم و از خداوند منان برای ایشان در راه خدمت به مردم و اعتلای نام جمهوری اسلامی ایران طلب موفقیت دارم .
|
|
+
پنجشنبه 15 مرداد1388 / 1:8 / مجتبا |
|
|
اردی بهشت ماه همین امسال بود در کشاکش سیاست و فرهنگ و اجتماع و درس و رفاقت خبری به گوش رسید.... موسسه گل آقا انتشار ماهنامه و بچه ها گل آقا را متوقف ساخت تا از خردادماه بار دیگر هفته نامه ی گل آقا منتشر شود. فاصله ی بهار تا زمستان چقدر است؟شاید به اندازه ی 20 شماره شماره ی 20ام هفته نامه ی گل آقا پوپک صابری فومنی در نوشته ای بابت توقف انتشار هفته نامه گل آقا عذر خواست و گفت که دیگر نمیتواند و تاب و تحمل ندارد.دلیلش را شاید به همان علت که هیچ وقت پدرش هم نگفت بیان نکرد.اما آیا بیان چیزی که عیان است لازم است؟؟ خانم پوپک صابری فومنی به شما چیزی نمیگویم.بهرحال یک روز طاقت آدم تمام میشود.مگر چقدر میتوان رنج کشید صبر کرد تحمل نمود؟گرچه تنها ارتباط با موسسه گل آقا به همان سایت اینترنتی محدود شد اما ما منتظر طلوع صبحی دیگر می مانیم. و اما وزیر محترم ارشاد و فرهنگ سیاسی جناب آقای صفار هرندی فسقل بودیم.اما متاسفانه یا خوشبختانه یادمان می آید که نشر کاریکاتور رجل سیاسی در صفحه ی اول گل آقا به نوعی ژست و پز تبدیل شده بود.آیا میدانید پوپک صابری طاقتش از چه تمام شده و یا چه رنجی را تحمل میکند؟ چراغ آن آبدارخانه همیشه برای مردم روشن خواهد بود و سماورش همیشه چاق چه روزگار غریبی است در این زمستان سرد...
|
|
+
شنبه 7 دی1387 / 22:15 / |
|
|
دانشگاه صرفا محل درس خواندن و مدرک گرفتن نیست که به تعبیر بنیان گذار نظام حضرت امام خمینی(ع) "دانشگاه کارخانه ی آدم سازی است".شرایط دانشگاه باید به نحوی پیش رود که با بی تفاوتی به دنبال یاد گرفتن دانش صرف نباشیمو در انتهای دوره ی دانشجوی که مدرک علمی گرفتیم صاحب مقداری معرفت کمال بینش و تحلیل باشیمتا بتوانیم اوضاع سیاسی اجتماعی و فرهنگی دور و برمان را درک کنیم .بی شک جنبش ها و حرکت های دانشجویی می توانند بستری لازم را برای چنین رشدی فراهم آورند.جنبش و حرکتی که اعضای آن جوانانی هستند که با خلوص نیت به فعالیت می پردازند. متاسفانه در شرایط کنونی دیگر ئانشجو شدن به نوعی زندگی آینده تو را چیدمان نمیکند.بلکه امروزه دانشجو بودن و دانشجو شدن یکی از مراحل زندگی استکه همگان باید آنرا طی کنند.رک میگویم:این روزها دانشجو بودن و دانشجو شدن را میتوان تنها با خدمت سربازی مقایسه کرد.می ماند چند دانشگاه بزرگ و مرجع که همچنان دانشجویانی میپذیرند که برای مفهومی دیگر دانشجو شده اند.و در این دانشگاهها هنوز جنبش دانشجویی و حرکت دانشجویی برپاست.
"از اول انقلاب به دلیل حماسه های دانشجویی که خلق میشد می شد کاری کرد که 16 آذر اصلا فراموش شود.اما مسئولان کشور مایلند خاطره ی این روز بماند چرا؟ چون آنروز به دلیل سخن حقی اتفاقی در دانشگاه افتاد که به کشته شدن سه نفر انجامید.الان هم از آن واقعه تقریبا 50 سال میگذرد اما هنوز 16 آذر هست" اینان قسمتی از سخنان مقام رهبری بود که در سال 78 در دانشگاه صنعتی شریف بیان داشتند. من سرم درد میگیرد چون اگر همین الان که پاسی از 16 آذر گذشته است و یکسری از روزنامه ها و مجلات برای این روز مطلب نوشته اند و احتمالا در صدا و سیما هم چند باری گفته شده است که امروز چه روزیست اگر بپرسید هی فلانی امروز چه روزیست؟باور کنید بسیارند کسانی که نتوانند پاسخ 16 آذر را به سوال شما بدهند. به راستی چرا باید چنین باشد ؟ پزشکان مهندسان کارگران معلمان و شغلهای متفاوت همه و همه برای خود صنف دارند. دانشجوی ما که البته باید مقداری شرایط را هم دخیل دانستصنف و جنبش و حرکتش پیشکش باور کنید خیلی ها نمیدانندکه چه روزی از سال به نام آنهاست. این بیتفاوتی و ناآگاهی را چگونه باید فریاد زد؟برای کسانی که چندی دیگر بر سر شغل و کاری میروند ازدواج میکنند پدر یا مادر میشوندباید نسلی دیگر را تربیت کنندو خود بر مناصب حساس کشوری بنشینند.آنوقت دریغ از دریغ... امروزه روز دانشجوی ما نمیداند که روز دانشجو را تبریک بگوید؟تسلیت بگوید؟یا گرامی بدارد؟ متاسفم که امروز برایم چنین اس ام اسی می آید: دست آویز بیگانه آشوبگر ناآگاه فریب خورده ای مخل امنیت ملی شرور جاسوس اوباش دانشجو روزت مبارک متاسفم که باید از سوی دیگران چنین تصوری از من و دوستانم شود.واقعا چرا هر حرکت دانشجویی شرارت تعبیر میشود؟؟؟؟؟ میتوان امید داشت که دانشجویان آگاه دست دیگر دوستانم را یگیرند.میتوان امید داشت که مسئولان شرایط و بسترهای لازم را برای آگاهی بخشی و فعالیت در زمینه های سیاسی اجتماعی فرهنگی فراهم کنند. میتوان امید داشت.میتوان آرزو کرد که روز دانشجو را از دانشجو نگیرند و مصادره ی دولتی نکنند. و میتوان باور داشت که برای قطار حرکت و جنبش دانشجویی توقف و بازگشتی متصور نیست. یاردبستانی من با من همراه منی چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی....
|
|
+
شنبه 16 آذر1387 / 18:20 / |
|
|
+
یکشنبه 26 آبان1387 / 9:21 / |
|
|
انجمن فارغ و تحصیلان دانشگاه آزاد اسلامی .... یا .... تشکیل حذبی بزرگ ... ؟؟؟
به زودی بیشتر خواهم نوشت ! |
|
+
جمعه 7 تیر1387 / 16:36 / مجتبا |
|
|
چاپ شده در نشریه ی دانشجویی مجال
" جنبش دانش جویی " استحاله ، مرگ یا انزوا ؟ دانش گاه کارخانه ی آدم سازی ست . 1 مسئله این نیست که آیا باید جنبش های دانش جویی وجود داشته باشند یا خیر . مسئله این است که چه بخواهیم و چه نخواهیم جنبش های فراوان دانش جویی وجود داشته و الآن ... ؟! به راستی چه بر سر جنبش های دانش جویی آمده است ؟ اصلن جنبش کلمه ی خوبی نیست . بوی اغتشاش و آشوب و نفت و بنزین و باروت و کف و سوت می دهد . اگر هر حرکت دانش جویی را قرینه ساز جنبش دانش جویی بگیریم بهتر صحبت کرده ایم . پس این گونه بگوییم که چه بر سر فعالیت های دانش جویی آمده است ؟ فراتر از آن ، بر سر دانش جو چه آمده است ؟ کجاست ؟ چه می کند ؟ کجا می رود ؟ چه می خواند ؟ اصلن می خواند ؟ به چه چیزهایی فکر می کند ؟ آبشخور اندیشه اش از کدام چشمه سر گرفته است ؟ آیا می داند کجا آمده است ؟ آیا تعریفی از دانش گاه در ذهنش ساخته است ؟ آیا هدفی از آمدن به دانش گاه دارد ؟ من معتقدم جواب این سوال ها به تعریف "دانش جو" بر می گردد . این که تعاریف مختلفی ارائه می شود که همگی دال بر عوض شدن مفهوم دانش جو دارد عوض شدن هویت و دگرگونی پایه های اساسی دانش جو را نشان می دهد . اما در جواب این همه پرسش ، سوال کلی و اساسی تری مطرح است : چه شد که دانش جو این گونه شد ؟ (چگونه شدش را همه می دانند . دیگر نیازی به توضیح من نیست . خودمان را گول نزنیم ! نمی گویم نابود شد اما لهیده شد . تا مرز نابودی رفت و حالا در کماست ! ) فکر می کنید ریشه ی این کما رفتن کجاست ؟ بگذارید کمی به عقب برگردیم ... به تقریبن 9 سال پیش . تیر ماه 1378 تبر بر ریشه ی همه ی فعالیت ها و آینده ی دانش جوهای پس از آن زد ! دانش جویی که با باز شدن نسبی فضا بر آن بود که به "چرا"یی همه چیز بیاندیشد و از خود تا حکومتش را به نقد بکشد به یکباره و با بی فکری عده ای که به ناحق لقب اصلاح طلب - و یا هر عنوانی حول و حوش آن را - یدک می کشیدند عقب رفت و حالا در لبه ی سقوط قرار گرفته است . او مجبور به انزوا شد . در تابستان گرم 78 جنبش های دانش جویی آن قدر تب کرد که بر بستر فاجعه جز یخ سرد این روزها مرحمی نمی توانست پیدا کند . ترس ! شاید بهترین کلمه ای باشد که می توان به دوران پس از وقایع کوی اطلاق کرد . ترس ، مقدمه ی مرگ است و مرگ جنبش های دانشجویی قابل پیش بینی بود . اما این مرگ اتفاق نیفتاد تا با رویکردی که در تیر ماه پنج سال بعد از آن وقایع در بالاترین سطح سیاسی بوجود آمد استحاله ی دانشجو فرا برسد . اندیشه ها دچار دگرگونی شد . دیگر کسی به کلمه ای مثل "دانش جو" فکر نکرد و نمی کند . معنی آن عوض شد و شده است . دانش جویی که 444 روز دنیا را دست خودش گرفته بود ، دانش جویی که روزها و شب ها جنگید ، سال ها قلم زد ، انقلابی شد ، شهید شد ، اسیر شد ، مسئول شد ، وزیر شد و هزار "شدن" دیگر ، اکنون گونه ای دیگر شناخته می شود . دانش جو در نزدیکی دهه ی 90 شمسی در ایران این گونه تفسیر و معنا می شود : کسی که از دبیرستان با آزمون یا بدون آزمون (!) با کمک کتاب های گاج و قلم چی و صرف هزینه های هنگفت وارد حیاطی به نام دانش گاه می شود . در زنگ تفریح این حیاط که از قضا معمولن هم بسیار طولانی ست و هیچ گاه هم از مد نمی افتد و همه به دنبال هونگ کردن مخ های نازنین یکدیگرند تا پاسخ گوی احساسات پوچ و بی محتوای خود باشند او هم داخل بازی می شود . سرگرم می شود . البته امکانات هم در این راستا اهمیت فراوانی دارد . الحمد ا... در همه ی شهرهایی که دانش جو "می زید" امکانات حاشیه ای این بی خیالی مفرط هم فراوان است . در اغلب شهرها خیابانی وجود دارد برای گذران جوانی و پراندن متلک و دادن آمار و گرفتن شماره ! ( مثل همین خرداد خودمان ! ) کافی شاپ ها و مراکز خرید فراوان با ویترین های شیک و منشی ها و فروشندگان شیک تر که همواره لبخندی از روی انسانیت(!) تحویل مشتریان خندان تر از خودشان می دهند و ... بقیه را تو بخوان از این مجمل ! در کنار همه ی این ها اضافه کنید ماهواره ، چت ،yahoo 360 ، موزیک رپ و هیپاپ ، آنجلینا جولی و برادپیت ، استقلال و پرسپلیس و قطبی و استیلی ، پلی استیشن ، زیر ابرو ، کاشت گونه ، کشیدن پوست ، های لایت ، پلاتینه ، جزوه و پروژه و گردش و قلیان و سیگار و ولنتاین و هالوین و ... . دیگر وقتی هم برای چیزهای دیگر می ماند ؟ بهتر است بگذریم . بس است دیگر . آن قدر گفته ایم که دیگر خودمان هم خسته شده ایم . بهتر است برویم دنبال کار خودمان . تفریح کنیم . البته اگر نخواهیم هم نمی گذارند ! بی خیالی پوشال اندیشه ی این دوره است . "باید" شاد باشیم . "باید" مست باشیم . "باید" خودمان نباشیم . آقایان ، خانم ها ، برویم خوش باشیم . خرداد هست . چهار راه هست . هوا مست و یار مست و ... عاشقان مست ! 1 – امام خمینی (ره)
|
|
+
پنجشنبه 23 خرداد1387 / 17:39 / مجتبا |
|
|
همچون نخی از تاریخ آویزانیم این روزها ... نخی که طناب دارمان خواهد شد !
|
|
+
جمعه 10 خرداد1387 / 15:57 / مجتبا |
|
|
وقوع انقلاب اسلامی ایران را نمی توان در یک بستر زمانی خاص جستجو کرد.انقلاب به عنوان فرایندی ساختارشکن عقاید علایق فرهنگی رفتارها و کنشهای اجتماعی و نظامهای سیاسی را تغییر میدهد و نمیشود یک نسل ناگهان تمام افکار و اندیشه های خود را کنار بگذارد پس نحله ی اصلی انقلاب را باید در کجا جستجو کنیم؟ تاریخ به ما نشان میدهد که در گذشته های دور هنگامی که در بسیاری از نقاط جهان زندگی بدوی جریان داشتایرانیان تمدن داشتند و از همه مهمتر متمدن بودند.پس از اسلام آوردن ایرانیان دین نیز ایرانیان را رو به جلو سوق میداد.ایرانیان با توجه به این سابقه درونشان جوششی است که آنها را رو به جلو میکشاند آنان همیشه و در تمامی تاریخ خواهان ترقی بودند خواهان استقلال و آزادی.وقوع انقلاب اسلامی ایران را باید در آنجا جستجو کرد که مردمی که جان بر کف انقلاب را پیش بردند دارای حافظه تاریخی بودند ملت ایران پیشتر از شروع نهضت نهضت جنگل نهضت مشروطه و نهضت ملی شدن صنعت نفت را از سر گزرانده بودند گر چه هر کدام از این نهضت ها به سرانجام نرسیداما این حرکتها بخوبی نشان میدهد که مردم همیشه به فکر پیشرفت استقلال و آزادی هستند. این جوشش درونی و سبقه ی تارریخی که ملت ایران را از گذشته داشتند اینبار با رهبری امام خمینی همراه شد رهبری که نه تنها رهبر یک جنبش و نهضت بود بلکه به عنوان بزرگترین مرجع دینی نیز شناخته میشد محمد رضا پهلوی: دومین پادشاه سلسله ی پهاوی که با کمک و حمایت آمریکا و انگلیس تاج و تخت را از پدرش گرفت ولی آخرین پادشاه نظام شاهنشاهی ایران بود. در جوانی قانون اساسی را تغییر داد تا بتواند با فوزیه دختر ملک فاروق پادشاه مصر ازدواج کند بعدها در سال 1344 بر خلاف قانون اساسی و ب ر خلاف سوگندی که بر حفظ تمتمیت ارضی ایران خورده بود در طی سخنرانی در دهلی بحرین را از ایران جدا کرد.انسانی تحصیل کرده غرب پادشاهی که بیشتر دلداده ی فرنگ بود و فرهنگ غربی تا وطن بگونه ای که کوچکترین مسائل نیز با آمریکا هماهنگ میشد و تنها موردی را که توانست از آمریکائیان پنهان سازد بیماری خویش بود .در حالیکه محمد رضا شاه با 37 سال سلطنت یکی از طولانی ترین دوران پادشاهی در تاریخ ایران را داشت ولی نهضت ملی شدن صنعت نفت و انقلاب که در طی حکومت وی اتفاق افتاد و دست آخر سلسله ی پهلوی و نظام شاهنشاهی ساقط شد بخوبی گواه این است که محمد رضا شاه را نیز میتوان جز حکمرانان نالایق این مملکت برشمرد.دلدادگی به غربیان و کشتار ملت خویش پرونده ی کسی را برای همیشه بست که صحبت از دروازه ی تمدن میکرد. امام خمینی:پس از فوت آیت الله بروجردی بزرگترین مرجع و رهبر دینی ایرانیان قرار گرفت طرز تلقی که وی از اسلام داشت با دیگر علمای حوزه همخوان نبود تفسیر سیاسی از اسلام که تا بحال کمتر سابقه داشت . اعتراض به لایحه ی کاپیتالاسیون سر آغاز آشنائی مردم و حکومت با این رهبر مذهبی بودگر چه بازداشت و به زندان رفت اما در مقابل لایحه ی انجمن ها ی ولایتی و ابالتی و کشتار فیضیه ساکت ننشست حضور وی در پاریس و مصاحبه های متعدد چهره ی وی را به جهانیان شناخت وی برای اولین بار ایده ی جمهوری اسلامی را در پاریس مطرح کرد استقبال از وی در 12 بهمن 57 را بزرگترین استقبال تاریخ شمرده اند.وی در عرصه ی سیاست بسیار باهوش بود مردم را ولی نعمت خود میدانست و آرای مردم را بسار محترم میشمرد با ریاکاری به شدت مخالف بود و با حرکتهای ارتجاعی در عرصه ی دین به مبارزه می پرداخت متاسفانه امروز می بینیم که نزدیکترینیاران و شاگردانمعمار انقلاب را به حاشیه کشانده اند و آرمانهای او را زیر سوال می برند.وظیفه ما چیست؟فرزندان انقلاب کجایند؟ انقلاب: گرچه در طی این 30 سال ناملایمتهای زیادی بر انقلاب وارد شده است مانند ترورهای که بهترین فرزندان این خاک را شهید کرد جنگ تحریم و ... اما باید دید با تمامی این اوصاف آیا به اندازه ی امکاناتی که در طی این مدت در اختیار داشتیم پیشرفت کرده ایم؟ گرچه همه به فعالیتها و نگرشهای و رفتارهای اول انقلاب گلایه های بسیار داریم اما باید توجه داشت که هر انقلاب به سبب ماهیتش کمی به اصطلاح تندروی دارد و این تنها اشتراک نمامی انقلاب ها ست در ضمن هر نسلی در زمینه ی انقلاب بی تجربه است تکلیف ما با این انقلاب چیست؟ میراث خور آنیم یا میراث دار آن؟ ا انقلاب را چگونه باید بشناسیم؟ از گفته ها و رفتار امام و شاگردان و یاران نزدیکش یا از .........؟؟ |
|
+
دوشنبه 22 بهمن1386 / 22:2 / |
|
|
به نمونه های زیر توجه کنید : - پرویز مشرف که به عنوان ژنرال بلند پایه ارتش بود و با کودتا ردای ریاست جمهوری پاکستان را بر تن کرد اکنون تحت فشار های داخلی وخارجی ردای ژنرالی را ترک می گوید تا همچنان رئیس جمهور باقی بماند . - هوگو چاوس آنقدر ریاست جمهوری به دلش نشست که همه پرسی برگزار کرد تا ریيس جمهور مادام العمر شود گر چه با یک نه بزرگ از سوی مردم مواجه شد. - صدام حسین که در زمانه جنگ با ایران حمایت دولتهای مقتدر را پشت خود می دید تصور می کرد که می تواند هر اقدامی را انجام دهد. اما همگان سرنوشت او را دیدند . - جرج بوش که در راس قدرتمندترین دولت حاضر جهان قرار دارد با تکیه بر همان قدرت تمام مخالفان را دشمن پنداشته و آهنگ جنگ و نبرد با آن مخالف سر می دهد . داشتن ثروت لذت بخش است اما چندی نمی گذرد که از میزان لذت اولیه به شدت کاسته می شود شهرت ومعروفیت بسیار احساس خوشایندی را در ابتدا همراه با خود دارد اما چندی نمی گذرد که بسیار دردسر ساز می شود اما قدرت کسی که به قدرت دست پیدا می کند در ابتدا دچار یک خودشیفتگی می شود. احساس لذت بخشی به او دست می دهد اما این احساس هیچ گاه فروکش نمی کند بلکه تشدید هم می شود.فرد دارای قدرت دوست دارد هم بر قدرت خود بیش از بیش بیافزاید هم مدت قدرتمندی او افزایش یابد اما همین دو سود سبب می شود که گاه انسان دست به کارهای ناشایست بزند و پدیده ای بسیار سیاه زشت وکثیف را به وجود بیاورد. کشور شرایط خوبی ندارد دقیقاً توجه کنید گفتم شرایط خوبی ندارد منظورم کاملاً واضح است حتی اگر دولتمردان و حامیانشان چنین تصوری نداشته باشند کشور در سیاست خارجی به بن بست رسیده است گر چه حمایت دولتهای روسیه و چین را پشت سر خود می بیند اما بیشتر ایران برای دو کشور حکم ورق بازی است که آنها دارند با آمریکایی ها بازی می کنند وآن هنگام که موقع اش باشد و پای منافع هر کدام وسط بیاید ورق بازی را خرج می کند وآن وقت خر بیارو .......... شرایط اقتصادی هم خوب نیستند در حالی که دولت جدید به اندازه تمام مدت دولت قبلی (هشت سال )درآمد کسب کرده است آنها هم تنها در مدت 5/2 سال تغییر شگرفی در اوضاع اقتصادی شاهد نیستیم . با تعطیل روزنامه های هم میهن وشرق ومجله های نامه ومدرسه همچنین پلمپ ایلنا وعدم مجوز روزنامه احزاب رسمی وقانونی کشور مشاهده می کنیم که در سال اتحاد ملی آزادی بیان بسیار محدود شده است . آنگاه که صحبت از گرانی گوجه فرنگی است باید برویم نارمک تهران گوجه بخریم . آن هنگام که صحبت از گرانی است گناه بر گردن دلالان پشت پرده می افتد اگر در مساله هسته ای پیشرفتی نداشتیم حتماً جاسوسی در کار بوده است اگر جریان فدراسیون فوتبالمان پیچ خورده است به خاطر عناد خارجیان وبهره برداری یک گروه سیاسی که منافع ملی را در نظر نگرفته اند است واگر کار ها به مشکل بر می خورد به سبب عملکرد دولتهای سابق واسبق است. و آن هنگام که صحبت از نقد و انتقاد بر عملکرد ها است پای دشمن به میان آید و منتقد خوب آن است که از او تقدیر شد همان که بزرگترین حامی رسانه ای دولت است . بس است لطفاً بس کنید در تمامی موارد به دنبال دست های پشت پرده دلالان ویا جاسوسان نگردید همه را دشمن قسم خورده خود نپندارید به جای نقد عملکرد دولتهای گذشته وایستادن بر شانه ی آنان نگاهی به عملکرد خودبیاندازید. این همه توهم دشمن نداشته باشید.آنقدر توهم نداشته باشید که کسانی برای شکست شما تلاش می کنند.این همه وقت خود را به کنکاش دولتهای گذشته ونقد آن اختصاص ندهید.فرصت خود را برای بهبود شرایط به کار ببندید شما دولتمردان تمام ملت ایران هستید نه تنها دولتمردان حامیان خود لطفاً این توهم را کنار بگذارید و واقعاً برای مردم خدمت کنید ، لطفاً. |
|
+
چهارشنبه 12 دی1386 / 18:8 / |
|
|
Burn After Reading She Hate Me Nostalgia |
| Autumn Sonata |
...............................................
آخرین برگ سفر نامه ی باران، این است: که زمین چرکین است. (شفیعی کدکنی) ............................................... مجتبا آقابابایی هستم . متولد زمین ... ............................................... نکته ی مهم : ایرانیان چون احمقند در مورد هر چیزی نظر می دهند . من یک ایرانی ام ! |
| Caffee and Ciggarett |
|
کافه داستان دانلود متون و آثار ادبی پرده شیشه ای کلمه خبر آنلاین موسیقی ما روزنامه اعتماد سینمای ما |
| Cries and Whispers |
|
عمومی ادب و فرهنگ داستان شعر طنز اجتماع سیاست روزنوشت همینجوری ! سینما و tv موسیقی هنر خبر دین و آئین ورزش اندیشه و فلسفه علم تاریخ تفریح و سرگرمی عکس و طرح |
| Some Like It Hot |
|
مجتبا |