تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic حالا حکایت ماست ...
ره پنهانی میخانه نداند هر کس / جز من و زاهد و شیخ و دو سه رسوای دگر!

13838_200627773929_95040933929_2955355_4471878_n.jpg

+   پنجشنبه 26 آذر1388 / 0:11  / مجتبا | 

 

غربت یعنی چه ؟یعن سر دو راهی آشنا شدن؟

غربت رو واسه کی تعریف میکنیم؟

ولش کن بگذار از بقیه اش بگذریم

.

.

.

.

.

.

.

.

از خود تا بحال پرسیده ایم چرا واسه ی بزرگان غربت رو تعریف میکنیم؟

چرا اینقدر واسه امام رضا (ع) میگیم غریب؟

فکر میکنم بیشتر واسه ی این باشد که چون آن عزیزان رو محترم میشمریم و بزرگ.نمیتوانیم کوچکترین بی احترامی رو به آنان تحمل کنیم.واسه اینه شاید.واسه دلمون که غربت رو تعریف میکنیم.

اما یه غربت هست که بدجور تو دلت چنگ میندازه. حتی بیشتر از غربت امام رضا(ع).

تو ذی الحجه شهادت امام محمد باقر(ع) هیچ کی تو مدینه نیست که حتی از پشت پنجره های بقیع غربت رو فریاد کنه.همه عازم مکه و عرفات شده اند.هیچ کی نیست که تو شهادت اونجا باشه .این یعنی غربت.همه رفتند.لبیکی درراه است.لبیک......

السلام علیک یا محمد بن علی (ع)

 

 

 

 

 

 

 

 

+   جمعه 15 آذر1387 / 21:7  / | 

 

 

هر وقت که نام علی بر زبان می رانم یا یاد او بر دلم می افتد، به خود می لرزم، اشک از چشمانم فرو می چکد، آتش دردناک و لذت بخشی وجودم را فرا می گیرد، در او محو می شوم، عاشقانه با او راز و نیاز می کنم، و روحم آشفته وار علی علی می گوید ...آخر چگونه می توان خدای بزرگ را پرستید و به علی عاشق نشد؟ چگونه ممکن است به خدا که کمال مطلق است چشم دوخت ولی کمال متعالی علی را ندیده گرفت؟ عشق به علی جزوی از پرستش خداست.عجب دارم اگر کسانی قلب داشته باشند و زیبایی و عشق و انسانیت در آن ها اثر کند، ولی در مقابل آن همه لطف و کمال و عشق و انسانیت علی شیفته نگردند ...مگر ممکن است این همه لطف و عشق را فقط پدیده ای مادی دانست؟ آن احساس مرموز قلبی را که در وجود انسان ها موج می زند، چگونه می توان با فرمول های خشک و بی روح مادی توجیح کرد؟ روح علی در قالب ماده نمی گنجد و آن همه عشق و کمال نمی تواند از ماده ی سرد و بی جان بتراود.هر که را دیده ام، علی را دوست می دارد و در مقابل عظمت و انسانیت او تعظیم می کند.چرا این قدر علی علی می گوییم و دنبال او می رویم؟ چرا این قدر شیفته ی علی هستیم؟ چرا اینقدر در عشق او می سوزیم؟ چرا همه ی ما می خواهیم مثل علی باشیم، دوست داریم که در عشق و کمال به درجه ی او برسیم، خوش داریم در شجاعت، در صبر، در علم و تقوا، در سخن وری، در همه ی فضائل اخلاقی مثل او باشیم؛ ولی می دانیم که حد علی مافوق طاقت بشری است و برای ما به هیچ وجه میسر نیست که به حد علی برسیم. لذا علی تبلور آرزوهای انسان هاست که لااقل به صورت آرزو، عطش درونی و قلبی ما را تسکین می بخشد.

ما هزار گناه می کنیم و از کمال بی نهایت به دوریم؛ ولی هنگامی که تموج روح ما بر شهوات و خواسته های مادی مسلط می گردد، یک باره به سراغ علی می رویم و تمامی احساسات قلبی و آرزوهای برآورده نشده ی خود را در او مجسم می کنیم و با ذکر علی علی عشق خود را به کمال و حق، و خواسته ی خود را برای مبارزه با جهل و فساد بیان می کنیم.

علی مظهر کمال و فداکاری و عشق و تمام ارزش های عالی انسان است و با ذکر نام او به خدا نزدیک می شویم...

 

                                                                                                                                             دکتر مصطفا چمران    

از کتاب "زیباترین سروده ی هستی" 

 

 

+   شنبه 30 شهریور1387 / 0:18  / مجتبا | 
 

مهدی جان قربونت بروم.ابن تنها کاری ست که میتوانم حداقا بصورت کلامی و نوشتاری انجام بدهم.

میگویند همه جا هستی.همه جا میآیی.نمیدونم به آیین میلادت هم در کشور امام زمان(ع) میایی ؟سر میزنی؟

آیین که....؟

ملغمه ای از ایستگاههای صلواتی و پخش شربت و آش و ترافیک و لودگی و چشم چرانی و چراغانیهای زیاد توی این بی برقی......

نمیدانم چقدر راضی هستی که اگر شلوغی آیین میلادت بیماری را در خانه معذب کند .چقدر برق چراغانیهای میلادت روشنایی رو از بنده هایی بگیرد......

من هیچ چیز نمیدانم .واقعا نمیدانم چگونه باید منتظر تو باشم.جمکران را پاتوق کنم آنوقت معنی این شعر چه میشود که میگوید:کعبه یک سنگ سیاه است که ره گم نشود    حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست.موقع غذا خوردن ظرفی رو به یاد شما سر سفره بذارم؟دعای ندبه ام ترک نشود یا در این ور و اون ور دنبال هاله ی نور شما باشم؟

اگر همه ی این کارها را بکنم آنوقت نقصهای رفتاری و عملکرد و کارایی ام را به زمین و زمان نسبت بدهم اگر ریا و دروغ را مباح پندارم و هزاران چیز دیگر آنوقت منتظر خوبی هستم؟

روزی تو خواهی آمد از مکه یا اورشلیم نمیدانم اما میآیی و آنروز چه باشکوه است که انسان یادش میافتد میتواند آدم باشد

روزی تو خواهی آمد از کوچه های باران

مهدی جان قربانت بروم

+   شنبه 26 مرداد1387 / 13:19  / | 

 

 

 

 

به مناسبت ولادت رسول نور

به سفارش راضیه دادگر

 

عمرم که نفس به جستجو می ریزد                  از چشم دو عالم آرزو می ریزد

پیغمبر عاشقان دلسوخته ام                       گر آه کشم کعبه فرو می ریزد    1

 

" از وقتی خداوند آدمی را خلق کرد ، بر جهل او بیشتر از دانایی اش آگاه بود . "

تفکر در عبارت فوق آدمی را ناگهان تکان داد . مگر می شود اشرف مخلوقات باشی و جهلت بیشتر از دانایی ات نمایان باشد ؟ می شد . واقعن می شد !

در روزگاری که فقط اندکی از مردمان سواد خواندن و نوشتن داشتند ، مردی تکان خورد . کسی نگفته بود برخیز ، اما او بلند شد . شروع کرد . به کوه زد . سال ها . شب ها و روزها . تن ها شد . اشک ریخت . شکوه کرد . مرثیه خواند .

عاشق شد ...

روزگار بد روزگاری بود . مثل حالا . که آن ها نمی دانستند و جهل می کردند ، حال که می دانند و نادانند .

باید می رهانید جهل را . انحطاط را . عقب ماندگی را . انسان نبودن را .

شد پیام بر . شد پرچم دار . شد جانشین . پیغام آور معشوقه اش ... خود عشق شد اصلن .

زخمی کردند ، عاشق تر شد ؛

گرسنه کردند ، عاشق تر شد ؛

محبوس کردند ، عاشق تر شد ؛

جنگ کردند ، عاشق تر شد ؛

 ... هر چه کردند عاشق تر می شد . آن قدر عاشق که اوج گرفت . رفت و لبان معشوقه اش را بوسید .

آرام گرفت . آتش گرفت .

بر جهل پیروز گشت . خدایان و جاهلان فرو ریختند . در جهان بلوا به پا کرد . و رفت !

... رفت و جاهلان چون کرم هایی متعفن سر از خاک بر داشتند . گفتند و کشتند . دانایی را . میراث ها و یادگاران پس از او را .

جاهل زائیده می شدند و جاهل می مردند . و هنوز هم . تا این جا . این زمان . که پانزده قرن از نور می گذرد .

...

افسوس . افسوس که محمد نیست ! نیست تا فریاد بر آورد . تا بگوید :

تا چند زنید بر طبل نادانی خویش / هان مسلمانان ، این که مسلمانی نیست !

 

 


 

1 – ایرج زبردست  

+   سه شنبه 28 اسفند1386 / 20:44  / مجتبا | 
 
Burn After Reading
She Hate Me
Nostalgia
Autumn Sonata
...............................................

آخرین برگ سفر نامه ی باران،
این است:
که زمین چرکین است.

(شفیعی کدکنی)

...............................................


مجتبا آقابابایی هستم . متولد زمین ...


...............................................


نکته ی مهم : ایرانیان چون احمقند در مورد هر چیزی نظر می دهند . من یک ایرانی ام !



Caffee and Ciggarett
کافه داستان
دانلود متون و آثار ادبی
پرده شیشه ای
کلمه
خبر آنلاین
موسیقی ما
روزنامه اعتماد
سینمای ما
It Happened On Night
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
Cries and Whispers
عمومی
ادب و فرهنگ
داستان
شعر
طنز
اجتماع
سیاست
روزنوشت
همینجوری !
سینما و tv
موسیقی
هنر
خبر
دین و آئین
ورزش
اندیشه و فلسفه
علم
تاریخ
تفریح و سرگرمی
عکس و طرح
Some Like It Hot

مجتبا
Broken Flowers
پریا دربانی
طیبه خاتونی
بهنام شریفی
زهرا دری
عیسا
سامان بیگدلی
سیب کال
محمدصادق امینیان
روبان قرمز
منا (مینیمالیسم)
عباس جمالی
میثم خیرخواه
متروی متروک
سید اصغر صالحی
محمدحسین عباسی
محسن آزرم
شهاب آبروشن
محمد دلکش
نازنین فراهانی





 

 RSS